دیکشنری فارسی

pollinate

UKpɔlineit US'pɔlə'neıts

معنی فارسی

گرده فشاندن بر

معنی کامل و مثال‌ها

/päl´ǝ nāt´/vt.

● (گیاه شناسی) گرده افشانی کردن، گرده افشاندن

تعریف انگلیسی

verb
  1. fertilize by transfering pollen “Somebody ----s something” “Something ----s something”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن