poly-
معنی کامل و مثالها
/päl´i, -ǝ, -ē/
● پیشوند:
● چند، متعدد، چند گونه [polychromatic یا polymorph]
● مفرط، زیاده، بس-، پر- [polyphagia]
● پلیمریزه شده، پرپار، پرپاره شده [polyvinyl]
/päl´i, -ǝ, -ē/
● پیشوند:
● چند، متعدد، چند گونه [polychromatic یا polymorph]
● مفرط، زیاده، بس-، پر- [polyphagia]
● پلیمریزه شده، پرپار، پرپاره شده [polyvinyl]
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن