دیکشنری فارسی

polychromatic

معنی فارسی

بسيار رنگ رنگارنگ

معنی کامل و مثال‌ها

/päl´i krō mat´ik/adj.

● (دارای رنگ‌های گوناگون یا متغیر) چند فام، چند رنگه، چند رنگ

تعریف انگلیسی

adjective
  1. (of light or other electromagnetic radiation) composed of more than one wavelength “polychromatic light”
  2. having or exhibiting many colors

واژه‌های دیگر با معنی «بسيار رنگ»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن