دیکشنری فارسی

polygyny

USpə'lıdʒənı

معنی فارسی

چند زني تعد دزوجات تعد د مادگي

معنی کامل و مثال‌ها

/pǝ lij´ǝ nē/n.

● چند زنی، تعدد زوجات

● (جفتگیری حیوان نر با بیش از یک حیوان ماده) پر ماده گیری، چند ماده گیری

● (گیاه شناسی) چند خامگی، چند مادگی

ریشه و کاربرد

ریشه

Derived from the Greek words 'poly' meaning 'many', and 'gynē' meaning 'woman' or 'wife'.

مثال

  • Polygyny is accepted in some cultures and religions.
  • Polygyny is illegal in many countries.
  • Polygyny can lead to complex family structures.

ترکیب‌های رایج

Practice polygyny Cultural polygyny Religious polygyny Illegal polygyny

تعریف انگلیسی

noun
  1. having more than one wife at a time

واژه‌های دیگر با معنی «چند زني»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن