دیکشنری فارسی

pomander

معنی فارسی

گرد خوشبو ،

عطري که در قوطي ياکيسه براي گندزدايي با

خودمي بردند

معنی کامل و مثال‌ها

/pō´man´dǝr; pō man´-, pǝ-/n.

● (گوی ساخته شده از مواد خوشبو که سابقا برای دفع بیماری یا خوشبو سازی با خود می‌بردند) شمامه، دستنبو

● گوی فلزی و سوراخدار که شمامه را در آن می‌گذاشتند، شمامه دان

● سیب یا پرتقال وغیره که به آن میخک (clove) فرو کرده‌اند

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن