pomander
معنی فارسی
گرد خوشبو ،
عطري که در قوطي ياکيسه براي گندزدايي با
خودمي بردند
معنی کامل و مثالها
/pō´man´dǝr; pō man´-, pǝ-/n.
● (گوی ساخته شده از مواد خوشبو که سابقا برای دفع بیماری یا خوشبو سازی با خود میبردند) شمامه، دستنبو
● گوی فلزی و سوراخدار که شمامه را در آن میگذاشتند، شمامه دان
● سیب یا پرتقال وغیره که به آن میخک (clove) فرو کردهاند