دیکشنری فارسی

poop (1)

معنی کامل و مثال‌ها

/pōōp/n., vt.

● (در اصل) پاشنه‌ی کشتی، بخش عقب کشتی، عرشه‌ی عقب (stern هم می‌گویند)

● (کشتی بادبان‌دار) تختگاه یا سکوب عقب (که گاهی بام یک کابین است و به آن poop deck هم می‌گویند)

the captain stood on the poop and addressed the sailors

ناخدا روی سکوب پاشنه ایستاد و ناویان را مخاطب قرار داد.

● (امواج) روی بخش عقب کشتی پاشیدن، به پاشنه خوردن

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن