poop (2)
معنی کامل و مثالها
/pōōp/vt.
● (خودمانی- معمولا به صورت صیغهی مجهول) کاملا خسته کردن، از رمق انداختن، از توان انداختن، (از زور خستگی) وامانده کردن
after reaching Kollakchal I was utterly pooped
پس از رسیدن به کلک چال دیگر اصلا رمق نداشتم.
* poop out
1- خسته شدن، از رمق افتادن 2- از کار افتادن