pore (2)
معنی کامل و مثالها
/pôr, pōr/n.
● (در اصل) گذرگاه، راه
● (پوست انسان و جانوران و گیاهان) روزن، مسام، (جمع) مسامات، خلل و فرج، روزنه، سوراخچه
a mushroom with minute little pores
قارچ با سوراخچههای بسیار ریز
when the weather is hot, sweat comes out of the body's pores
در گرما عرق از مسامات بدن خارج میشود.