دیکشنری فارسی

porky

UKpɔːkiː US'pɔ:kı

معنی فارسی

مانند خوک چاق

معنی کامل و مثال‌ها

/pôrk´ē/adj.

● وابسته به یا مانند خوک، خوکی، خوکسان

● چاق، فربه، گامبو، پروار

● (خودمانی) گستاخ، پررو، دهان دریده

واژه‌های دیگر با معنی «مانند خوک»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن