دیکشنری فارسی

port (1)

معنی کامل و مثال‌ها

/pôrt/n.

● بندر، بندرگاه، کشتی گاه

Bandar Abbas is Iran's largest port

بندرعباس بزرگترین بندر ایران است.

● رجوع شود به: port of call

● لنگرگاه

the port of New York

لنگرگاه نیویورک

● رجوع شود به: port of entry

● رجوع شود به: airport

* any port in a storm

هر وسیله‌ی فرار از خطر (ولو اینکه ناخوشایند باشد)

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن