دیکشنری فارسی

port (3)

معنی کامل و مثال‌ها

/pôrt/vt., n.

● (مهجور) حمل کردن

● (تفنگ یا شمشیر) حمایل نگه داشتن، پیش فنگ کردن

● سر ووضع، طرز راه رفتن یا ایستادن، هیئت، قواره، شمایل

● طرز قرارگیری سلاح پیش فنگ شده

* port arms!

(ارتش) پیش فنگ‌!

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن