دیکشنری فارسی

porter (2)

معنی کامل و مثال‌ها

/pôrt´ǝr/n.

● (ایستگاه راه‌آهن یا هتل و غیره) باربر، حمال، چمدان‌کش

● (رستوران و بانک و فروشگاه و غیره) مامور نظافت، مستخدم، فراش

● (راه‌آهن) مستخدم قطار، پیشخدمت

● آبجوسیاه، پورتر

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن