post (1)
معنی کامل و مثالها
/pōst/n., vt.
● تیر، دیرک، تیرک، شنگرک، تیرخیمه
a telephone post
تیر تلفن
● رجوع شود به: pillar
● رجوع شود به: prop
● (مسابقهی اسبدوانی و غیره) خط آغاز، خط پایان
● (آگهی یا عکس و غیره) به دیوار زدن، چسباندن
the exam schedule is posted on the wall
برنامهی امتحانات را به دیوار زدهاند.
● به اطلاع رساندن، اعلام کردن، آگهی کردن
the results were posted the next day
نتایج روز بعد اعلام شد.
the posted price
قیمت اعلام شده
● (با چسباندن اعلان و غیره) هشدار دادن
● نام کسی را در فهرست (به دیوار چسبانده شده یا چاپ شده) گذاشتن
● (از طریق اعلامیه و غیره) نکوهش کردن، مورد انتقاد قرار دادن
● (ورزش) امتیاز مسابقه را ثبت کردن