post (2)
معنی کامل و مثالها
/pōst/n., vt.
● (پاسدار و غیره) قرارگاه، قراولگاه، محل نگهبانی
guards were walking their posts
نگهبانان در محلهای خود قدم میزدند.
● (گروه سرباز) پاسگاه، پادگان
● محل قرارگیری، (در کارخانه یا بورس یا نمایشگاه) جای کار
● شغل، کار، سمت، مقام، پست
there are some vacant posts in our bank
در بانک ما چند پست خالی وجود دارد.
he now occupies the post of manager
اکنون مقام مدیریت را به عهده دارد.
he was given a new post
به او شغل جدیدی محول شد.
● مخفف: trading post
● (انگلیس - ارتش) شیپور خاموشی
● در قرارگاه یا پاسگاه مستقر کردن، به پاسداری (در محلی) گماشتن
● (انگلیس) به ماموریت نظامی گسیل داشتن، گماردن، به فرماندهی منصوب کردن
● (امریکا) وجه الضمان دادن