posthaste
UKpɔsθeist
معنی فارسی
پيک تندرو فوري اني سريع السير باعجله .
معنی کامل و مثالها
/pōst´hāst´/n., adv.
● (قدیمی) شتاب، عجله، تعجیل، سرعت
● با شتاب، شتاب آمیز، باتعجیل، باسرعت، تند، باسرعت هرچه تمامتر
they sent posthaste for his doctor
باشتاب هرچه بیشتر دنبال دکتر او فرستادند.
* in posthaste
باشتاب، باسرعت
مترادفها
adverb
With speed, with expedition, fast, rapidly.