دیکشنری فارسی

pot pourri

معنی فارسی

کوزه اي که برگهاي چندين جورگل رابا ادويه

خوشبواميخته دران ميريزند

مترادف‌ها

noun
[Fr.] Medley, mixture, hotchpotch, hodge podge, farrago, jumble, miscellany, salmagundi, gallimaufry, olio, mish mash, confused mass, melange.

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن