دیکشنری فارسی

potshot

UKpɔtʃɔt

معنی فارسی

تير الله بختي انداختن، گلوله هوايي.

هدفگيري از فاصله ي کم، تيراندازي آسان

تير الله بختي، تيرشانسي

معنی کامل و مثال‌ها

/pät´shät´/n.

(در اصل) تیراندازی شکارچی بی‌معرفت (رجوع شود به: pothunter)

هدف‌گیری از فاصله‌ی کم، تیراندازی آسان

تیر الله بختی، تیر شانسی

اقدام الله بختی، کار شانسی

انتقاد بی‌خودی، نکوهش بی‌دلیل

* take potshots at

1- الله بختی تیراندازی کردن، شانسی تیرانداختن 2- بلهوسانه انتقاد کردن، بی‌خودی نکوهش کردن

تعریف انگلیسی

noun
  1. a shot taken at an easy or casual target (as by a pothunter)
  2. criticism aimed at an easy target and made without careful consideration “reporters took potshots at the mayor”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن