potter (1)
معنی کامل و مثالها
/pät´ǝr/n.
● کوزهگر، سفالگر
last night, I was in a potter's workshop...
در کارگه کوزهگری بودم دوش...
/pät´ǝr/n.
● کوزهگر، سفالگر
last night, I was in a potter's workshop...
در کارگه کوزهگری بودم دوش...
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن