دیکشنری فارسی

pouched

معنی فارسی

کيسه دار

معنی کامل و مثال‌ها

/poucht/adj.

● کیسه‌دار، دارای فرورفتگی(های) کیسه مانند

تعریف انگلیسی

adjective
  1. having a pouch “Pertains to noun: pouch”

واژه‌های دیگر با معنی «کيسه دار»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن