pout (1)
معنی کامل و مثالها
/pout/vi., vt., n.
● (به نشان خشم یا ناخشنودی و غیره) لبها را بیرون دادن، لب ورچیدن، لب و لوچهی خود را آویزان کردن، لب و لوچه(ی کسی) آویزان شدن، لنج ورچیدن
the child pouted and was about to cry
بچه لنج ورچید و در شرف گریه کردن بود.
as soon as she saw the broken dish, she pouted and...
تا بشقاب شکسته را دید لب و لوچهاش آویزان شد و ...
● (با لب و لوچهی آویزان) گفتن، اخم و تخم کردن، تندی کردن، تشر زدن
"these children are killing me!" she pouted
با اخم و تخم گفت "این بچهها دارند جانم را به لب میآورند!"
● آویزان کردن لب و لوچه، اخم و تخم، تشر، غیظ، خشم (the pouts هم میگویند)
● (لبها را) غنچه کردن، گرد کردن
she pouted her lips for a kiss
لبهای خود را برای بوسیدن غنچه کرد.