practitioner
UKpræktiʃənər
USpræk'tıʃənə
معنی فارسی
کسيکخ دست بکار پيشه ايست ، وکيل دست در کار ،
پزشک دست در کار
معنی کامل و مثالها
/prak tish´ǝ nǝr/n.
● (پزشکی و حقوق و هنرها) ورزکار، شاغل، کارور
a medical practitioner
کارور پزشکی
● (کلیسای کریسشن ساینس) شفاگر
تعریف انگلیسی
noun
- someone who practices a learned profession