دیکشنری فارسی

practitioner

UKpræktiʃənər USpræk'tıʃənə

معنی فارسی

کسيکخ دست بکار پيشه ايست ، وکيل دست در کار ،

پزشک دست در کار

معنی کامل و مثال‌ها

/prak tish´ǝ nǝr/n.

● (پزشکی و حقوق و هنرها) ورزکار، شاغل، کارور

a medical practitioner

کارور پزشکی

● (کلیسای کریسشن ساینس) شفاگر

تعریف انگلیسی

noun
  1. someone who practices a learned profession

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن