praedial
معنی فارسی
وابسته به زمين و اموال نامنقول، ملکي
کشاورزي، روستايي
ملزم به خدمت
معنی کامل و مثالها
/prē´dē ǝl/adj.
● (در اصل) وابسته به زمین و اموال نامنقول، ملکی
● کشاورزی، روستایی
● (مستاجر زمین کشاورزی) ملزم به خدمت (به ارباب)
وابسته به زمين و اموال نامنقول، ملکي
کشاورزي، روستايي
ملزم به خدمت
/prē´dē ǝl/adj.
● (در اصل) وابسته به زمین و اموال نامنقول، ملکی
● کشاورزی، روستایی
● (مستاجر زمین کشاورزی) ملزم به خدمت (به ارباب)
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن