praelect معنی فارسی سخنراني کردن خطا به خواندن تدريس کردن واژههای دیگر با معنی «سخنراني کردن» philippize بارشوه سخنراني کردن، درسخنراني تحت نفوذقرارگرفتن speak سخن گفتن، حرف زدن، صحبت کردن