praetor
US'pri:tə
معنی فارسی
کنسولي که پيشواي ارتش ميشد ،
کسيکه کارهاي دادگستري و کنسولي ميکند
معنی کامل و مثالها
/prē´tǝr/n.
● (روم باستان) پراتور (که پس از consul ارشدترین فرد بود)، حاکم شهر
تعریف انگلیسی
noun
- an annually elected magistrate of the ancient Roman Republic