دیکشنری فارسی

pragmatically

UKprægmætikɑːliː USpræg'mætıkəlı

معنی فارسی

بطور علمي يا عبرت اموز ، فضولانه

تعریف انگلیسی

adverb
  1. in a realistic manner “we want to build a democratic society, but we must act pragmatically” “Derived from adjective: pragmatic”

واژه‌های دیگر با معنی «بطور علمي يا عبرت اموز»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن