pre emption معنی فارسی شفعه حق شفعه واژههای دیگر با معنی «شفعه» pre emptive شفعه اي، داراي حق شفعه preemption حق شفعه، پيشدستي. pre emptory شفعه اي right of pre-emption حق اخذ به شفعه، حق شفعه pre-emptive داراي حق اخذ به شفعه، عمل مبني بر اخذ شفعه pre empt با حق شفعه بدست اوردن، بشفعه خريدن، از پيش براي خود تامين کردن preempt قبضه کردن، به انحصار دراوردن.، باحق شفعه خريدن preemptive قبضه اي، انحصاري.، وابسته به حق شفعه