pre-assembled معنی فارسی پيش بسته واژههای دیگر با معنی «پيش بسته» prepackage از پيش بسته بندي کردن accounting package بسته پيش نوشته حسابداري integrated accounting package بسته پيش نوشته حسابداري مجتمع packaged software نرم افزار بسته اي، بسته پيش نوشته software package بسته نرم افزاري، بسته پيش نوشته نرم افزاري