predecease
معنی فارسی
زودتر مردن از ، پيش مرگ کسي شدن
معنی کامل و مثالها
/prē´dē sēs´/vt., vi.
● پیش از دیگری مردن، پیشمرگ شدن
I hope no child will ever predecease his father
امیدوارم هیچ فرزندی پیش از پدرش نمیرد.
زودتر مردن از ، پيش مرگ کسي شدن
/prē´dē sēs´/vt., vi.
● پیش از دیگری مردن، پیشمرگ شدن
I hope no child will ever predecease his father
امیدوارم هیچ فرزندی پیش از پدرش نمیرد.
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن