دیکشنری فارسی

predecease

معنی فارسی

زودتر مردن از ، پيش مرگ کسي شدن

معنی کامل و مثال‌ها

/prē´dē sēs´/vt., vi.

پیش از دیگری مردن، پیش‌مرگ شدن

I hope no child will ever predecease his father

امیدوارم هیچ فرزندی پیش از پدرش نمیرد.

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن