predicable
UKpredikəbl
معنی فارسی
اسناد کردني قابل اسناد اطلاق کردني
معنی کامل و مثالها
/pred´i kǝ bǝl/n., adj.
● ادعا پذیر، اظهار پذیر
● وابستنی، قابل وابسته کردن (به چیزی)، (منطق) قابل توصیف با روش ارسطویی
مترادفها
adjective
Affirmable, attributable, holding true or good.