preempt or pre-empt
معنی کامل و مثالها
/prē empt´/vt., vi., n.
● از راه شفعه زمین به دست آوردن
● پیشدستی کردن، زودتر اقدام کردن
they preempted us and bought the land
آنها بر ما پیشدستی کردند و زمینها را خریدند.
● ممانعت، جلوگیری
● (بازی بریج) توپ زدن