preemption or pre-emption
معنی کامل و مثالها
/prē emp´shǝn/n.
● پیشدستی، پیشگیری
● حق شفعه، حق تقدم (به ویژه در خرید زمین)
● ممانعت، جلوگیری
/prē emp´shǝn/n.
● پیشدستی، پیشگیری
● حق شفعه، حق تقدم (به ویژه در خرید زمین)
● ممانعت، جلوگیری
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن