preengagement معنی فارسی تعهد قبلي کار جلوتر واژههای دیگر با معنی «تعهد قبلي» pre engaged داراي تعهد قبلي pre-engage از پيش بکار گماشتن، تعهد قبلي کردن pre engage از پيش بکار گماشتن، از پيش براي خود تهيه کردن، تعهد قبلي کردن