preignition
US'pri:əg'nıʃən
معنی فارسی
احتراق قبل از وقت، پيش افروزش.
معنی کامل و مثالها
/prē´ig nish´ǝn/n.
● (موتورهای درونسوز) پیش احتراق، پیش سوزی