دیکشنری فارسی

preignition

US'pri:əg'nıʃən

معنی فارسی

احتراق قبل از وقت، پيش افروزش.

معنی کامل و مثال‌ها

/prē´ig nish´ǝn/n.

● (موتورهای درونسوز) پیش احتراق، پیش سوزی

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن