دیکشنری فارسی

prelibation

معنی فارسی

ازمايش چيزي بطور مختصراز پيش ، پيش چشي

معنی کامل و مثال‌ها

/prē´lī bā´shǝn/n.

● (نادر) قبلا چشیدن، پیش چشی

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن