دیکشنری فارسی

prenuptial

UKprenʌpʃl US(noun) [prı'nʌpʃəl

معنی فارسی

پيش از زناشويي، وابسته به قبل از ازدواج

پيش از جفت گيري، پيش گشني

معنی کامل و مثال‌ها

/prē nup´shǝl/adj.

● پیش از زناشویی، وابسته به قبل از ازدواج

prenuptial agreement

توافق قبل از ازدواج

● (جانورشناسی) پیش از جفتگیری، پیش گشنی

تعریف انگلیسی

adjective
  1. relating to events before a marriage “prenuptial agreement” “Pertains to noun: wedding (for: antenuptial), wedding (for: premarital), wedding”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن