دیکشنری فارسی

preoperative

معنی فارسی

وابسته بمرحله پيش از عمل ، قبل از عمل.

معنی کامل و مثال‌ها

/prē äp´ǝr ǝ tiv/adj.

● وابسته به دوران پیش از عمل جراحی، پیش برمانی

تعریف انگلیسی

adjective
  1. happening or done before and in preparation for a surgical operation

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن