prep
معنی فارسی
دو تمريني (اسبدواني)
معنی کامل و مثالها
/prep/adj., vt., vi.
● (مخفف: preparatory)
● وابسته به دبیرستان (به ویژه دبیرستانی که دانش آموزان را برای دانشگاه آماده میکند)، دبیرستانی، آمایشی
a prep school
دبیرستان آمادگی (برای دانشگاه)
● (کسی را برای کاری) آماده کردن، آمادن (به ویژه برای جراحی یا زایمان یا امتحان)
he attends night class to prep for medical school
کلاس شبانه میرود تا خود را برای (کنکور) طب آماده کند.
nurses prepped the patient for surgery
پرستاران بیمار را برای جراحی آماده کردند.
● (انگلیس - آموزش) تکلیف درسی، مشق، ساعت انجام تکالیف درسی (در مدرسه)
ریشه و کاربرد
ریشه
Abbreviation of 'preparation'.
مثال
- I need to do some prep before the meeting.
- She spent the evening doing her exam prep.
- The chef did all the prep work before starting to cook.
ترکیبهای رایج
Exam prep Meeting prep Food prep Prep work
تعریف انگلیسی
- preparatory school work done outside school (especially at home)