دیکشنری فارسی

prepositive

معنی فارسی

پيش گذاشتني سر کلمه اي پيش نهاده

معنی کامل و مثال‌ها

/prē päz´ǝ tiv/n., adj.

● (دستور زبان)

● قرار گیرنده در جلو، پیشوندی

● واژه‌ی پیشوندی

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن