دیکشنری فارسی

prescriptible

معنی فارسی

قابل تجويز.

بدست آوردني از طريق مرور زمان

معنی کامل و مثال‌ها

/prē skrip´tǝ bǝl/adj.

تجویز پذیر، قابل نسخه نویسی

a prescriptible illlness

مرضی که می‌شود برای آن نسخه نوشت

(حقوق) بدست آوردنی از طریق مرور زمان

واژه‌های دیگر با معنی «قابل تجويز.»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن