دیکشنری فارسی

prescriptible

معنی فارسی

قابل تجويز.

بدست آوردني از طريق مرور زمان

معنی کامل و مثال‌ها

/prē skrip´tǝ bǝl/adj.

● تجویز پذیر، قابل نسخه نویسی

a prescriptible illlness

مرضی که می‌شود برای آن نسخه نوشت

● (حقوق) بدست آوردنی از طریق مرور زمان

واژه‌های دیگر با معنی «قابل تجويز.»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن