دیکشنری فارسی

preset

UKpriset USprı'set

معنی فارسی

از پيش تنظيم کردن ، خودکار ، پيش تنظيم ،

از پيش تنظيم شده

معنی کامل و مثال‌ها

/prē´set´/vt.

● (به ویژه دستگاه‌های خودکار) از پیش تنظیم کردن

to preset an alarm clock

ساعت شماطه‌دار را (از پیش) تنظیم کردن

تعریف انگلیسی

adjective
  1. set in advance “a preset plan of action” “at a predetermined time”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن