preset
UKpriset
USprı'set
معنی فارسی
از پيش تنظيم کردن ، خودکار ، پيش تنظيم ،
از پيش تنظيم شده
معنی کامل و مثالها
/prē´set´/vt.
● (به ویژه دستگاههای خودکار) از پیش تنظیم کردن
to preset an alarm clock
ساعت شماطهدار را (از پیش) تنظیم کردن
تعریف انگلیسی
adjective
- set in advance “a preset plan of action” “at a predetermined time”