دیکشنری فارسی

pressboard

US'pres'bɔ:d

معنی فارسی

تخته فشاري تخته اتو ميز اتو.

معنی کامل و مثال‌ها

/pres´bôrd´/n.

● (کاغذ سازی) تخته‌ی پرس، فشاره‌ی پرداخت کاغذ

واژه‌های دیگر با معنی «تخته فشاري»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن