pressure head معنی فارسی ارتفاع فشار واژههای دیگر با معنی «ارتفاع فشار» cabin pressure altimeter ارتفاع سنج نشان دهنده فشار کابين خلبان، فشار سنج کابين vertical pressure gradient تغيير فشار اتمسفري در واحد تغيير ارتفاع cabin altitude فشار کابين برحسب فشار معادل ارتفاع بالاي، سطح زمين barometric altimeter ارتفاع سنج فشاري، ارتفاع سنج بارومتري، ارتفاع سنجي که با فشار جو کار مي کند absolute ceiling حداکثر ارتفاع نسبت بسطح دريا که هواپيما، ميتواند تحت فشار استاندارد شرواز افقي و، متعادلي داشته باشد cassion discase تغييرات عصبي ناشي از کاهش فشار محيط، در ارتفاع بالاتر از يک يا دو اتمسفر stato scope فشار سنج نمودار درجه فشار جوي، ارتفاع سنج هواپيما. head pessure فشار اعمال شده توسط يک سيال به سبب، ارتفاع ستون آن