presumptive evidence
معنی فارسی
مدرک يا دليلي که موجب استنباط قانوني شود ،
دليل استنباط
مترادفها
(Law.) Circumstantial or indirect evidence.
مدرک يا دليلي که موجب استنباط قانوني شود ،
دليل استنباط
(Law.) Circumstantial or indirect evidence.
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن