price 2 معنی فارسی بها گذاردن بر ، نرخ تعيين کردن براي ، پرسيدن ، تخمين زدن ، بر آورد کردن واژههای دیگر با معنی «بها گذاردن بر» prize انعام، جايزه، ارزش دادن