price limit معنی فارسی حد قيمت واژههای دیگر با معنی «حد قيمت» overprice بيش از حد قيمت گذاردن. middle price قيمت متوسط، قيمت حد وسط social credit اعتبار اجتماعي، نظريه اقتصادي ابراز شده به وسيله سرگرد، "ک . داگلاس " که به موجب آن اجبار pareto optimality بهينه پاراتو، حد مطلوب پاراتو وضعيتي، که در آن نتوان رفاه يک فرد را افزايش