price ratio معنی فارسی نسبت قيمت واژههای دیگر با معنی «نسبت قيمت» demonetization تنزل ارزش پول نسبت به قيمت قانوني خود. ad valorem ازروي بها، به نسبت قيمت advalorem از روي قيمت، به نسبت قيمت. currency depreciation race تجديد نظر در قيمت پول جاري، تخفيف قيمت پول رايج کشور نسبت به پول، ساير ممالک که باعث افزايش صادرات مي شود demand elasticity کشش تقاضا، درصد تغيير تقاضاي يک کالا، نسبت به درصد تغيير قيمت آن کالا rate نرخ، قرار، ميزان ad valorem duty حقوق گمرکي به نسبت ارزش کالا، حقوق گمرکي براساس قيمت کالا