prig (2)
معنی کامل و مثالها
/prig/n., vi., vt.
● (انگلیس - خودمانی) دزدیدن، جیببری کردن، کش رفتن، به جیب زدن
● (اسکاتلند) چانه زدن
● (انگلیس - خودمانی) جیببر، دزد
/prig/n., vi., vt.
● (انگلیس - خودمانی) دزدیدن، جیببری کردن، کش رفتن، به جیب زدن
● (اسکاتلند) چانه زدن
● (انگلیس - خودمانی) جیببر، دزد
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن