priggery معنی فارسی علم فروشي خود بيني عجب مترادفها noun Pertness, conceit, coxcombry, priggism. واژههای دیگر با معنی «علم فروشي» priggishness علم فروشي، خودبيني، عجب pedantry or pedantism علم فروشي خام، پيروي از علم کتابي يا قواعد نظري pedantically از روي علم فروشي و خامي، از روي خرده گيري pedantize از روي خامي علم فروشي کردن، پيروي علم کتاب يا قواعد نظري کردن ink hard terms اصطلاحات غلنبه که حاکي از علم فروشي باشد doctrinaire کسيکه ازروي علم فروشي درهمه مواردعلم نظري، راميخواهدبکارببرد