printery معنی فارسی چاپخانه . معنی کامل و مثالها /print´ǝrē/n., pl.● (امریکا) رجوع شود به: print shop واژههای دیگر با معنی «چاپخانه .» printing house چاپخانه foundry proof (چاپخانه)، نمونه غلط گيري شده براي تهيه کليشه يا، گراور. galley proof (در چاپخانه)، نمونه ستوني مطالب چاپي که هنوز صفحه، بندي نشده . proof-reader مصحح چاپخانه lower case در چاپخانه حروف کوچک imposing stone در چاپخانه رانگا (روسي) imposing table در چاپخانه رانگا (روسي) great primer حروف 18 پونط (در چاپخانه) long primer حروف 10 پونط (در چاپخانه) knocker-up بيدار کن، کاغذ صاف کن (در، چاپخانه)