دیکشنری فارسی

priory

US'praıərı

معنی فارسی

راهب خانه ، دير ، خانقاه ،

مرکزراهبان و راهبات که يک درجه ازپايين است

معنی کامل و مثال‌ها

/prī´ǝ rē/n., pl.

صومعه، دیر

مترادف‌ها

noun
Convent, cloister, monastery, nunnery.

واژه‌های دیگر با معنی «راهب خانه»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن